صفحه اصلیاخبارانتخاب مشاور از میان افراد موفق، کاری و پر تلاش

انتخاب مشاور از میان افراد موفق، کاری و پر تلاش

مقدمه

کمتر از دو دهه است که موضوع، عنوان و رشته کارآفرینی و کارآفرین در فضای اقتصاد، صنعت و کسب وکار ایران مطرح شده و طی این مدت، گرچه آهنگ رشدش آهسته و گام به گام بوده، اما با حرکتی پیوسته به حیات بالنده خود ادامه داده است.

اکنون دیگر کلمه کارآفرینی، واژه ای گمنام به شمار نمی رود. این واژه در جامعه جهانی محترم و تحسین برانگیز است و کسانی که با این واژه نامگذاری یا توصیف می شوند، از سوی مردم و جامعه خود، به خوبی و به نیکی مورد احترام قرار می گیرند. متاسفانه در ایران این نگرش هنوز به خوبی جا نیفتاده و معیارها برای انتخاب و شناخت کارآفرینان تا حدودی به هم ریخته است.

برخی فعالان عرصه های صنعت و کسب وکار که البته تعدادشان هم کم نیست، شاهد ابراز علاقه مردم به این افراد بوده اند، خود را به نحوی شبیه آن افراد می کنند تا جایگاه مناسبی در جامعه برای خود دست و پا کنند، غافل از آنکه، کارآفرین و کارآفرینی بیش و پیش از آنکه یک پست، رتبه و مقام اجتماعی و شغل باشد، یک صفت نیک، خصلت و برجستگی روحی، اخلاقی و منش انسانی است.

کارآفرین بزرگ ژاپنی، کونوسوکی ماتسو شیتا می گوید: «ماموریت یک صاحب صنعت آن است که بر فقر چیره شود، جامعه را در کلیت آن از تهیدستی و فقر رهایی بخشد و برای آن ثروت بیافریند. داد و ستد و تولید تنها به این معنی نیست که فروشگاه ها و کارخانه های یک موسسه، غنی و پرمایه شود. همه جامعه باید ثروتمند و غنی شود و جامعه برای افزایش ثروت خود به پویایی و سرزندگی بازرگانی و صنعت نیاز دارد. فقط در پرتو چنین اوضاعی است که بازرگانی ها و کارخانه ها به راستی فزونی می یابند و نیک فرجام می شوند... ماموریت واقعی ماتسو شیتا الکتریک، تولید تعداد پایان ناپذیری از فرآورده هاست تا از آن راه، صلح و نیک سرانجامی را در سراسر سرزمین برقرار سازد.»

نگاه این کارآفرین اسطوره ای را ببینید؛ « برقراری صلح، نیک فرجامی در سراسر سرزمین!» همو می گوید: « احساس مسوولیت نسبت به جامعه، هسته داد و ستد سالم را پدید می آورد.»

کارآفرینی که شعار دانشگاه علم و صنعت ایران در برنامه راهبردی 1400 خود می باشد، ما را بر آن داشت که به عنوان بخشی از رسالت نشریه سامانه نو به عنوان قطبی علمی دانشکده مهندسی صنایع پای صحبت های یک کارآفرین ملی با دغدغه های فوق بنشینیم. مردی که با احساس مسئولیت نسبت به جامعه و ارق ملی مثال زدنی، 26 سال است در راه پر فراز و نشیب کارآفرینی در حال حرکت می باشد.

 

با عرض سلام... لطفا خودتان را معرفی کنید

به نام خدا...رحمت الله حفاری هستم متولد سال 1326 در شهر قزوین. در یک محله تقریبا ضعیف قزوین متولد شدم. پدرم بازاری بود و برادرانم بیشتر در حوزه خودرو مشغول بودند. پدرم با توجه به تفکراتی که داشت به من اجازه مدرسه رفتن و تحصیل را نداد زیرا اعتقاد داشت کسانی که درس می خوانند بی دین می شوند. خوب است من در این مصاحبه به واقعیت ها بپردازم تا دوستانی که مطالعه می کنند بدانند که همه در ناز و نعمت متولد نشده اند و مشکلات و سختی ها را برای رسیدن به جایگاه فعلی پشت سر گذاشته اند. بنده از 7 سالگی تا 11 سالگی پادو خانه بودم و پس از 11 سالگی به کار مکانیکی مشغول شدم که به حرفه اصلی بنده تا 33 سالگی تبدیل شد. در سال 1345 به تهران جهت زندگی با خانواده خاله ام مهاجرت کردم. در تهران نیز در تعمیرگاه های مختلف مشغول به کار شدم تا سال 1347 که در شرکت ناسیونال، که تولیدکننده خودرو پیکان بود، استخدام شدم.

پس از 1 سال کار در قسمت تعمیرات، من را به قسمت مونتاژ منتقل نمودند. چند نامه به آقای خیامی ارسال کردم تا مرا به قسمت تعمیرات بازگردانند که موافقت نشد. ناچار شدم پس از 1 سال کار با وجود مخالفت هایی که شد از شرکت ناسیونال بیرون بیایم. شرکت برای 1 سال کار به من 54 تومان حق سنوات پرداخت کرد. سپس به جستجوی کار در تعمیرگاه ها پرداختم که نهایتا موفق به پیدا کردن کاری در تعمیرگاه فولکس واگن واقع در چهار راه کوکاکولا شدم. حقوق بنده در این تعمیرگاه 6 تومان در روز بود که نصف دریافتی بنده از شرکت ناسیونال بود. تقریبا پس از 2 سالی که در این تعمیرگاه کار کردم و حقوق ام به 12 تومان در روز رسیده بود، تصمیم به ترک تعمیرگاه گرفتم زیرا می خواستم بر روی ماشین های متفرقه کار کنم.

پس از مدتی فعالیت در یک تعمیرگاه دیگر متعلق به یک فرد ارمنی در خیابان سبلان تعمیرگاهی برای خودم گرفتم و مشغول به فعالیت شدم، ضمن اینکه شب ها جهت انجام تحصیل خود به اکابر می رفتم. سال 1352 موفق شدم رتبه 18 بی ام و را کسب کنم که رتبه عالی ای به حساب می آمد. مدتی بعد در میدان خراسان در اوایل انقلاب تعمیرگاهی گرفتم و مدتی نیز در آنجا مشغول بودم. در کار تعمیرات فرد موفقی بودم و مشتری های 15 یا 20 ساله داشتم. اما به علت بازار سیاهی که در آن زمان برای قطعات یدکی خودرو بوجود آمده بود تصمیم به ترک حرفه مکانیکی گرفتم و رو به تولید آوردم.

برای آغاز کارم تصمیم به کار کردن روی ضعف های خودرو پیکان گرفتم. استپ ترمز پیکان را برای شروع انتخاب کردم. در آن زمان استپ ترمز پیکان یک مداره و روغنی بود. زمانی که ترمز مشکل پیدا می کرد روغن ترمز می رفت و ترمز سفت می شد. من برای حل این مشکل استپ ترمز را برقی مکانیکی کردم. سپس محصول را به ایران خودرو معرفی کردم که مورد موافقت آنها قرار گرفت و پس از 8 ماه توانستم تاییدیه محصول را دریافت کنم. از سال 1370با کد 1336 به تولیدکنندگان لوازم یدکی پیکان برای ایران خودرو پیوستم و کارخانه ایمن تک پیشرو را تاسیس کردم.

رحمت الله حفاری- بنیانگذار شرکت ایمن تک پیشرو

 

شما موسس و مدیرعامل دو کارخانه هستید؟ لطفا در مورد این دوتا کارخونه کمی توضیحات آشنایی بدید؟

در رابطه با کارخانه ایمن تک پیشرو باید عرض کنم که موفقیت های امروز حاصل 26 سال کار است. زمانی که وارد حوزه تولید شدم نصف روز را به مکانیکی می پرداختم تا بتوانم هزینه های زندگی خود را تامین کنم و شرایط و ثبات مالی ای برای خودم بوجود بیاورم که بتوانم مکانیکی را کامل کنار گذاشته و به تولید بپردازم که موفق به این کار شدم. پس از 26 سال ایمن تک پیشرو به جایگاهی رسیده است که از یک کارگاه با 1 کارگر به کارخانه ای با 170 نفر پرسنل تبدیل شده است که پس از کارخانه کروز دارای رتبه دوم در زمینه تولید کلیدهای داخلی خودرو می باشد. از 170 نفر پرسنل ایمن تک پیشرو 20 نفر نیروی مهندس، 15 نفر کارشناس و سایر نیروها کارکنان تولید و مونتاژ هستند.

گاهی مشکلات مالی ای در ایمن تک پیشرو بوجود می آمد که مرا به این فکر انداخت که کار دیگری در کنار ایمن تک پیشرو آغاز کنم تا ریسک اختصاص تمامی سرمایه به ایمن تک پیشرو را کاهش بدهم. یک صنعتگر که دارای ارق ملی است وقتی به کشورهای اروپایی برای سفر می رود عذاب می کشد زیرا امکاناتی در آن کشورها مشاهده می کند که در ایران موجود نیست. من به کشورهای مختلف اروپایی که سفر کردم مثل بلغارستان، آلمان، ایتالیا و ترکیه ، سایبان هایی که در این کشورها استفاده شده بود نظر مرا به خود جلب کرد زیرا می دیدم که دکور شهر توسط این سایبان ها تغییر یافته و زیبا شده است. به هر حال توانستم یک شرکت ترکیه ای که تولید کننده قطعات سایبان ها برای آلمان بود را پیدا کنم و با آنها وارد مذاکره شدم. همان روز اول به شرکت ترکیه ای گفتم که من یک بازرگان نیستم و یک تولیدکننده هستم و قصد تولید این سایبان ها در ایران را دارم و درخواست کمک از شما جهت تولید را دارم. سایبانی خریداری کردیم و 2 نفر را نیز جهت گذراندن دوره های دوخت و دوز و نصب به ترکیه فرستادیم و پس از آن شروع به تولید سایبان کردیم.

ما حدود 46 دست قالب از قالب های سنگین تا سبک جهت تولید سایبان ساختیم و توانستیم سایبان های زیبایی تولید کنیم. اما به علت نوسانات شدید قیمت در 10 سال گذشته نتوانستم کارخانه را به سوددهی برسانم. به هر حال مردم وضع اقتصادی مناسبی نداشتند و ترجیح می دادند اقلام ضروری را خریداری کنند. حدودا 10 سال از عمر این کارخانه می گذرد که من 3 سال تمام تمرکز خودم را روی کارخانه سایبان گذاشته بودم و در این مدت توانستیم سایبان های مختلفی و خوبی را تولید کنیم که نمونه های آن در مکان های مختلف تهران مانند رستوران های ته دیگ، کوه پایه، هتل پارسیان و.... قابل مشاهده است. البته در زمینه های دیگری هم در این کارخانه علاوه بر سایبان وارد فعالیت شدیم من جمله تولید چتر. توسط یکی از سازمان های عتبات عالیات درخواستی مبنی بر نیاز به 40 عدد چتر 5*5 برای کربلا به دستمان رسید. چون خودمان در زمینه تولید چتر فعالیت نداشتیم از کشور آلمان جهت تامین چترها پیگیری کردیم. قیمت تمام شده هر چتر 16 الی 17 میلیون خرید از آلمان محاسبه شد که مورد موافقت سازمان قرار نگرفت. به همین دلیل به سازمان اعلام نمودیم که ما چترها را با قیمت 9 میلیون تومان برای شما تولید می کنیم. در نهایت 2 چتر توسط سازمان از ما خریداری د و متاسفانه بعدها متوجه شدیم که سایر چترها از کشور ترکیه تامین گردیده بود در حالی که کارخانه ما رو به تعطیلی بود. همچنین یک نمونه صندلی همراه با چتر که قابلیت تغییر ارتفاع و جمع شدن در یک کیف را داشت برای نیروی انتظامی طراحی نمودیم تا مورد استفاده ماموران کنترل سرعت قرار بگیرد که متاسفانه موفق به فروش آنها به نیروی انتظامی نشدیم.

کارخانه سایبان آفتابگردان پروین در حال حاضر در رودهن مستقر است که فعلا تعطیل می باشد. این کارخانه 12 عدد کارگر داشت که حقوق آنها را از ایمن تک پیشرو تامین می کردم. اما در دورانی که رکود در حوزه صنایع خودروسازی بوجود آمد به دلیل مشکلات مالی ای که برای خود ایمن تک پیشرو به وجود آمد دیگر امکان تامین حقوق کارگران سایبان از این طریق نبود و مجبور به تعطیلی کارخانه سایبان شدم. البته کارخانه بطور کامل تعطیل نیست. به علت اینکه محصولات سایبان دارای 2 سال گارانتی است و تماس هایی جهت رفع اشکالات بوجود آمده برای سایبان ها با کارخانه گرفته می شود که نیازمند حضور نیروی کار برای پاسخگویی و اعزام برای رفع ایرادات است. این امر البته سبب بوجود آمدن مشکلاتی با دارایی شده است. کارخانه سایبان با هدف کمکی برای ایمن تک پیشرو تاسیس شد اما به یک بار اضافی برای ایمن تک پیشرو تبدیل شد و متاسفانه شرایط کنونی برای کارخانه سایبان پیش آمده است.

 

سرمایه اولیه شما برای شروع به کار ایمن تک پیشرو چه مقدار بود؟

سرمایه اولیه من برای شروع ایمن تک پیشرو 600 تومان پول قرضی از دوستان ام بود.

 

مکان اولیه تان برای شروع تولید همین مکان فعلی کارخانه بود؟

خیر. در ابتدا در خیابان آهنگ مکانیکی ای را که داشتم تبدیل به کارگاه تولیدی کردم. مدتی بعد کارخانه ای را در خاتون آباد خریداری کردم. سپس مکان کارخانه را به خیابان اتحاد تغییر دادم و سرانجام در سال 1390 کارخانه به جاجرود انتقال پیدا کرد.

 

سرمایه مورد استفاده برای تاسیس کارخانه در جاجرود چه مقدار بود؟

سرمایه تاسیس کارخانه فعلی 1 میلیارد و 600 میلیون تومان بود که از محل فروش کارخانه قبلی در خیابان اتحاد تامین شد.

 

یعنی هیچ وامی برای تاسیس کارخانه نگرفتید؟

من در طول این 26 سال 24 سال اش را بدون وام و قرض سپری کردم و مخارج از فروش خود محصولات تامین می گردید. در گذشته ساپکو 15 الی 20 درصد مبلغ را بصورت پیش پرداخت به ما پرداخت می کرد، اما بعدها رویه خود را تغییر داد و دیگر پیش پرداختی دریافت نمی کردیم. در حال حاضر ابتدا توسط ساپکو سفارش را دریافت می کنیم سپس آن را ارزیابی و نقشه را تهیه می کنیم و اقدام به تولید محصول می کنیم. 4 ماه پس از دریافت تاییدیه محصول اولین فاکتور خود را از ساپکو دریافت می کنیم.

در مورد بانک ها نیز به علت اینکه هزینه های توسعه خود را در طول این 26 سال از درآمد کارخانه تامین می کردیم بنابراین هیچ وقت اندوخته مالی در بانک ها نداشته ایم. الان که به مشکلات مالی برخورده ایم تمام بانک ها به علت اینکه گردش مالی نداشته ایم از دادن وام به ما اجتناب می کنند. بنده در طول 18 ماه گذشته جهت رفع این مشکل دوندگی های زیادی کرده ام که نهایتا مجبور به مراجعه به وزیر شدم و ایشان نامه ای به بنده خطاب به بانک صنعت و معدن دادند که هنوز جوابی دریافت نکرده ام.

 

وضعیت سهام کارخانه ایمن تک پیشرو چگونه است؟

بیش از 50 درصد سهام برای بنده است و ما بقی نیز به فرزندان و همسرم تعلق دارد.

 

درباره مفهوم نام «ایمن تک پیشرو» و معنای آن توضیح بفرمایید.

با ساخت آن اِستُپ ترمز در واقع یک ایمنی در ترمز پیکان ایجاد کردیم. چون جلوی روغن رفتن و بریدن ترمز را گرفتیم و استپ را برقی مکانیکی کردیم. بنابراین ایمنی را از آن گرفتیم؛ تک بودن را هم چون زیبا بود. با دوستان در جمع نشسته بودیم و با توجه به ایمنی و زیبایی به ایمن تک رسیدیم. هم چنین برای به ثبت رساندن در روزنامه رسمی به علت اینکه نام شرکت باید سه سیلابی باشد ما پیشرو را هم به آن اضافه کردیم.

 

از چه زمانی شرکت خود را در روزنامه رسمی ثبت کردید؟ از زمانی که کارگاه خود را راه اندازی کردید تا وقتی که شرکت خود را ثبت کردید چقدر طول کشید؟

ما می توانستیم خیلی زودتر این کار را انجام بدهیم اما حدود سال 90-89 این کار را انجام دادیم و تا پیش از آن به صورت کارگاهی فعالیت می‌کردیم.

 

درباره‌ی محصولات ایمن تک پیشرو بیش‌تر توضیح بدهید. مشتریان تان چه شرکت ها و یا افرادی هستند؟ و آیا صادرات دارید؟

صادرات نداریم. در یک فروشگاه در بازار شریک داریم که خدمات پس از فروش آن جا را ارائه می‌کنیم و به علاوه یکی از مشتریان عمده مان که ساپکو است و همچنین جنس ایساکو را که مسئول خدمات پس از فروش ایران خودرو است را نیز تأمین می‌کنیم.

شرکت هایی بودند که از چین جنس وارد می‌کردند و در ایران می‌فروختند با گران شدن دلار -که اتفاقی بود و سیاسی نبود- آنها کمتر توانستند جنس وارد کنند و بازار برای ما بهتر شد. به سراغ ما آمدند و اکنون آنها نیز مشتریان ما هستند.

 

برخی از کارخانه‌های مشتری خودتان را نام می برید؟

ایران خودرو(ساپکو)، سایپا، مگاموتور، خودروسازی بهمن و زیرمجموعه های سایپا مثل ژرفا ( که تامین کننده استپ ترمز هایشان هستیم).

اکنون تامین کننده تمامی استپ ترمز های پراید و پیکان ما هستیم. همچنین اخیرا قالب تمامی کلیدهای شیشه بالابر ایران خودرو را ساختیم و الان پروژه اش تقریبا تمام شده و تاییده اش را نیز گرفتیم و به امید خدا از سال 1396 کل شیشه بالابرهای ایران خودرو را خواهیم داشت. (شرکت کروز هم تولید می کند)

ما بیشتر در زمینه های خودکفایی کار کردیم. ما مساله بازرگانی خیلی نداریم و بحث مان این بود که بیشتر سازنده باشیم. الان هم یک مشاور فرانسوی گرفتیم برای این که در داخل کارخانه فرهنگ سازی بشود که بتوانیم با سازنده های خارجی همکاری داشته باشیم از جمله خودرو پژو جدید که خط تولید آن در کشور در حال راه اندازی است و تولید 12 قطعه آن را به ما سپرده‌اند.

مشاور ما در ماه 6 روز تهران است و در کارخانه کلاس آموزشی می‌گذارد تا به امید خدا بتوانیم با فرهنگ سازی به آن کیفیت مطلوب برسیم تا بتوانیم با اروپا هم کار کنیم.

 

عملکرد شرکت خود را در سالی که گذشت چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از بهمن سال 1393 و سال 1394 خیلی بد بود و در این زمان حدود بیش از 3 میلیارد تومان ضرر کردیم. سال 1395 تلاش بسیاری شد و موفق هم بودیم و توانستیم از برج 10 افزایش فروش داشته باشیم و فروش مان تا پایان سال 30 درصد افزایش پیدا کرد.

 

تعدیل نیرو هم داشتید؟

بله در اواخر سال 1394، 40 نفر تعدیل شدند. البته طولی نکشید که اوضاع بهتر شد و الان نسبت به اوایل 20 نفر هم بیشتر نیرو داریم. چون کار ما (مونتاژ کلید و سوییچ) بسیار به کارگر نیاز است و چون سفارش میلیونی نداریم اتوماسیون هم نمی توانیم داشته باشیم.

 

به نظرتان مهم ترین مشکلات پیش روی شرکت تان چیست؟

ما نیروی متخصص نداریم. اگر در جامعه نیروی متخصص باشد شرکت ها می توانند رشد سریع تری کنند و به جلو بروند. ولی متاسفانه در سطح جامعه ما نیروی متخصص نداریم. و ما باید در کارخانه متخصص تربیت کنیم و در واقعیت ما هم به آن اندازه دانش نداریم و یک جایی باید به این ضعف بزرگ رسیدگی بشود.

شاید اروپا و شرق آسیا یک کارخانه دار بتواند در کاری دیگر سرمایه گذاری کند و کار ایجاد کند و آن را به افراد توانا بسپارد تا آن ها کار را انجام دهند اما در کشور ما کارخانه دار ناچار است پس از پایه گذاری کار در کارها دخیل باشد تا از هم نپاشد. چون نیروی متخصص نداریم و این یک ضعف بزرگ در جامعه ما است که نتوانیم کارهای مان را به افراد دیگر بسپاریم که جلو ببرند و توانایی آن را داشته باشند.

اکنون نیز ما با این مشکل رو‌برو هستیم و برای منابع انسانی و سیستم ها و روش ها نفر نداریم. من خیلی متاسفم افراد با غبغب باز می‌آیند، عمر، وقت و پول ما را می‌گیرند و هم این که ما را عقب می‌اندازند. ما این معضل را داریم و به سختی با آن جلو می‌رویم و این جلوی پیشرفت مان را گرفته.

من توصیه می کنم به دانشگاه که کاری انجام بدهند زیرا بچه های ما وقت و عمر خود را می‌گذارند اما چرا یک کار اساسی انجام نمی‌شود؟ برای نمونه چرا کسی که تحصیلات مالی دارد چرا مالی را خوب نمی فهمد؟ چرا در صنعت آن گونه که باید کاردان نیست؟ من دانشگاه نرفتم و نمی‌دانم واقعیتش چیست اما می دانم دانشگاه زمینه ها فراهم است چون دانشجوها و مهندسینی که می‌آيند کار بلد نیستند اما زمینه دارند. در زمینه خودشان که جلو می روند آرام آرام خودشان را پیدا می کنند. اما این برای کارخانه خردکننده است. کارخانه هنگامی که کسی را جذب می کند شخص باید در کار دانا باشد. کارخانه ها باید راحت تر بتوانند کارشان را به افراد بسپارند تا کارخانه دارها راحت تر بتوانند به جاهای دیگر بروند تا ببینند و سرمایه گذاری کنند و کار ایجاد کنند.

من اسم خودم را کارآفرین نمی‌گذارم ولی از بچگی در این کار بودم و هر کجا که بودم کار های خوبی را ارائه دادم. من می توانستم کار های دیگر هم انجام دهم ولی چون همراهی ندارم نمی توانم کارها را جلو ببرم و اشخاصی را که بتوانم کار را به آن ها بسپارم ندارم. من خیلی متاسفم افرادی که می آیند کار را قبول می کنند ولی تخصص ندارند.

همین اخیرا فردی مراجعه نمود که فوق لیسانس هم بود و کار هم کرده بود و ما هم کار را به دست او سپردیم. بعد از 5 ماه کار را نتوانست انجام دهد و مشاور فرانسوی مان گفت که تخصص ندارد.

این فرد هم وقت ما را گرفت و هم پول، اما کار را پیش نبرد. آیا این حقوق حلال است؟ من مطلبی را عرض کنم این حلال و حرام که به ما گفته اند حقیقتی است هیچ موقع از آن قصور نکنید. واقعا این طرز تفکر که برخی فکر می کنند با پول های کثیف و ناقص به جایی می رسند نادرست است و امکان ندارد آنها به آسایش برسند و برای جامعه مفید باشند. باید درست باشیم. افرادی که کارآفرین هستند من اعتقاد دارم که خداوند به آن ها کمک کرده که بتوانند کاری را ارائه و سرپا کنند و با سختی ها و دشواری ها بسازند و این افراد در جامعه زیاد نیستند. ما مانند خیامی [بنیانگذار ایران ناسیونال] چند نفر را داریم؟ مانند لاجوردی [از بنیان گذاران گروه صنعتی بهشهر] چند نفر را داشتیم؟ مانند اخوان چند نفر را داشتیم؟ عین اصغر قندچی چند نفر را داشتیم؟ این ها افراد انگشت شماری هستند. این ها از خود می‌توانند جوشش داشته باشند می توانند جامعه را کمک کنند.. ما خیلی پرنده داریم اما همانند قناری هم داریم؟ که خوب بخواند تا کسی لذت ببرد؟ چیز های خوب مثل زعفران است. زعفران را نمی توان انبوه تولید کرد باید دانه دانه جدا کرد. بو و عطر خودش را هم دارد.

ما باید به این مسائل بپردازیم. من می‌گویم شما به کارخانه من می‌آیی آن چه که هستی بگو. چرا دروغ می‌گویی؟

الان دو پسر ام و دو داماد ام و دیگران مانند بچه های خودم در این کارخانه هستند. چقدر در کارخانه ما دروغ حاکم است؟ نمی‌گویم نداریم اما ما خودمان اهل دروغ نیستیم. با دروغ مخالفیم و هر کس دروغ بگوید اگر متوجه شویم اخراجش می‌کنیم. چون مایه فساد است و هر فسادی از دروغ شروع می شود. می گوییم دروغ نگو آن چه در توانت است را بگو تا بدانیم دست کم تو را در جای مناسب بگذاریم.

یک مطلب زیبایی در کتاب آقای ماهاتیر محمد (چهارمین نخست وزیر مالزی) است:

«جامعه اگر نتواند برنامه ریزی داشته باشد به درد نمی خورد و نمی تواند رشد کند. جامعه باید برنامه ریزی داشته باشد تا بتواند آینده‌اش را ببیند و بداند چه می‌خواهد»

و بعد دانشگاه که می‌خواهد دانشجو بپذیرد با توجه به برنامه می فهمد چه افرادی را می‌خواهد و چه رشته هایی را لازم دارد و برای آن ها کار است حال فردی خودش رشته ای انتخاب می‌کند و برای آن کار نیست. مثلا کشور مهندس مکانیک می‌‌خواهد و فرد عمران خوانده و با رابطه و... سرکار می رود. او با آن طرز تفکر که دارد می خواهد به حقوق برسد و سرانجام به هدف خود می رسد، اما آیا کشور و آن کارخانه به خواسته های خود رسیدند؟

این هماهنگی ای است که باید در جامعه ما شکل بگیرد و ما از این نوع مهندسین خیلی ضربه خوردیم. مهندسی آمده که در ظاهر آدم مومنی بوده اما قطعه های ما را برداشته برده است بیرون. اساس ما را به هم ریخته. کارشناس ما را فریب داده.

در صورتی که می‌شود سریع تر صنعت را به جلو برد و ما این توان و قدرت را داریم که همه کار بکنیم.

شما که دانشجو هستید من به شما عرض می کنم از نوآوری جدا نشوید. نوآوری را سرلوحه زندگی تان قرار دهید. کهنه پرستی را کنار بگذارید. من در وجودم این کار بوده اما تغییر هم داشته ام. ما باید تغییر بکنیم.

ما از این رویه رنج می بریم و امیدواریم که دانشگاه ها به یک جمع بندی برسند که بتوانند تغییر کنند. به هر حال این دانشگاه است که باید بتواند صنعت را تامین کند. کار صنعت کار پیش پا افتاده ای نیست خیلی پیچیده است. دانش است و دانش باید از دانشگاه ها به شرکت ها وارد شود. ما باید به این چیزها بپردازیم.

 

درباره جذب نیرو فرمودید؛ بنابراین برای جذب معیارتان این است که فرد صادق باشد و تخصص داشته باشد. معیار های دیگری هم مد نظرتان است؟

ما به شخصیت های بیرونی شان کاری نداریم. فرم می دهیم و می‌خواهیم کار خود را بلد باشند. آقایی مراجعه کرده بود (از همکاران مان) و همکارش را قبول نداشت. علت را جویا شدم گفت من فوق لیسانسم و او لیسانس. گفتم او کار کرده ولی تو نکردی. تو تازه آمده ای. برای من مهم کار است. من کاری ندارم شما چه تحصیلاتی دارید. من نیازم این است که این جا کار انجام بشود و درآمد ایجاد شود تا من کارخانه را تامین کنم. به همین دلیل گفتم که از تکنسین ها هم استفاده کنید. همه که نباید مهندس باشند. البته هر قدر دانش بالاتر باشد کار شکوفا تر می‌شود. ولی باید از همه استفاده کنیم. من خودم دانشگاه نرفتم، درس هم نخوانده‌ام. ولی آن نوآوری و خلاقیت که به لطف خدا در وجود من بود سبب رشد من گردیده است. من همیشه از خداوند شاکرم که من را در این جا نشانده و با این شکل زندگی من را احیا کرده و همه این چیزها شکر دارد. چیزی نیست که من از خودم داشته باشم ولی صداقت، گفتار،‌ عمل و... در زندگی انسان مهم است.

من همیشه به دوستانم می گویم که صداقت را هیچگاه از دست ندهید. یک چیز خیلی مهم تر دوست داشتن مردم، دوست داشتن همنوع است. اینها چیز هایی هستند که عالی هستند. یکی از رشد های انسان از اینجاها شروع می‌شود که شما خودخواه و خودپرست نباشید. دیگران را هم دوست داشته باشید. من همیشه به بچه هایم می‌گویم که اگر من چیزی را اضافه داشته باشم فقط برای شما بچه ها نیست. بچه های دیگر هم بچه های من هستند. من باید به آن ها هم اگر می توانم برسم. همین که کار ایجاد بکنم،‌ دور هم هستیم و‌ یکدل هستیم.

من پرداخت حقوق ام سه ماه سه ماه عقب افتاد، ولی باور بفرمایید یک دفعه یکی از این بچه ها نیامد در دفتر ما بی آبرویی به بار بیاورد. می‌آید با خواهش تمنا می‌نویسد حقوق من عقب افتاده به من مبلغی بدهید. می گویم چرا با خواهش تمنا می گویی؟ این از بی عرضگی ماست که نتوانسته ایم حقوق شما را بدهیم. اگر داشته باشیم می‌دهیم و نباشد هم جور می کنیم. یعنی این قدر مردم با شرفی داریم ولی باید با شرف با آنها برخورد بکنی تا جواب بگیری.

من اعتقاد دارم که این رسم روزگار است ما باید خوب باشیم تا خوب ببینیم.

 

تاثیر تحریم ها بر روی کارخانه ایمن تک پیشرو چگونه بود؟ و چه تدابیری برای مقابله با آن اندیشیدید؟

درست است تحریم ها وجود دارد ولی می تواند این تحریم ها تبدیل به فرصت هم بشود. اکنون صنعت، دیگر صنعت محدودی نیست که فقط بخواهد گهواره و کرسی بسازد. صنعت امروز گسترده است و ما نیاز داریم با دنیا کار کنیم، من اعتقاد ندارم که بگویم چون تحریم شدیم تبدیل به یک سازنده شدیم. نه به این صورت هم نیست، ما می توانستیم تحریم نباشیم و کنار دانش ها، دانش های دیگر را فرا بگیریم و رشد بیشتری داشته باشیم. حالا شرایطی به وجود آمد و تحریم شدیم و مقاومت کردیم و الحمدا... به این جا رسیدیم، ولی به هر حال از دانش روز عقب ماندیم و رابطه مان با دیگران قطع شد و ضرر کردیم. راستش، خیلی هم ضرر کردیم. می توانستیم بیشتر پیش برویم و در کنار صنعت های دیگر ما نیز جلو برویم.

توجه کنید که ما قبل از پیکان یعنی قبل از اینکه صنعتی بشویم (ایران خودرو در سال 1341 شروع به کار نمود) کادیلاک، جیپ و ماشین های دیگر را هم مونتاژ می کردیم. فقط مونتاژ می کردیم و کاری غیر از این انجام نمی دادیم. سال 1345 (یا 1346) که آقای خیامی (بنیانگذار ایران خودرو) شروع به کار نمود ما سازندگی را آغاز کردیم، دقیقا دو سال از عمر ایران ناسیونال(نام پیشین ایران خودرو) نگذشته بود که خود آقای خیامی در سالن غذاخوری (من کارگر آنجا بودم) گفت ما کارخانه ریخته گری را هم خریدیم و داریم می آوریم. کاملا آدمی بود که در حال حرکت به سمت جلو بود و قصد داشت کاملا دانش فنی ماشین را بدست بیاورد و اگر می ماند این کار انجام شده بود و ما خیلی پیشرفت داشتیم در این زمینه در زمینه ماشین های دیگر هم همینطور ولی خوب به هر حال ما نتوانستیم و در همان مونتاژ هم موفق نبودیم. تحریم ها باعث گردید ما مونتاژ های مان هم مونتاژ های خوبی نشود و کیفیت ها پایین بیاید به دلیل اینکه دسترسی به آن چیزهایی که نیازمان بود نداشتیم. هر طوری بود کار را جلو بردیم و خودمان را از این آب بیرون کشیدیم ولی خوب به سختی و دشواری.

 

چه چشم اندازی برای کارخانه ایمن تک پیشرو دارید؟

اولا اینکه ما کاملا می خواهیم در خدمت صنایع داخلی باشیم، ولی به دلیل اینکه ما همیشه نوسانات مالی داریم اکنون با این تدابیری که داریم و با تمام این سختی های بی پولی کارخانه، و با کمک مشاور فرانسوی که در حال همکاری با او هستیم، در نظر داریم انشالله در آینده یک سازنده مورد قبول برای اروپایی ها بشویم، که بتوانیم از آن ها قطعه بگیریم و بسازیم. قطعه گرفتن از آنها با پول زیادی همراه است و همچنین با حساب و کتاب خاصی پول رو به ما می دهند، فقط کافی است من بتوانم فرهنگ کارخانه و کیفیت کارم را به جایی برسانم که مورد قبول آنها باشد، من به دلیل اینکه چند سالی در صنعت خودروسازی در حال فعالیت هستم، می دانم کار کردن با فرانسوی ها سخت است. انشالله که بتوانیم موفق بشویم. تا حالا دو مرتبه فولکس واگن به کارخانه ما آمد، یکی در زمان تحریم ها و دیگری اخیرا دو تا از نماینده هایش را از ترکیه برای بازدید از کارخانه ما فرستاد. امیدواریم انشالله بتوانیم با فولکس واگن کار کنیم.

 

از متخصصین کارخانه ایمن تک پیشرو در کارخانه سایبان استفاده می شود؟

خیر عرض نمودم که سایبان حالت نیمه تعطیل دارد و آن زمان رابط آنجا (کارخانه سایبان) و اینجا (کارخانه ایمن تک پیشرو) هم خودم بودم، بعضی وسایل سایبان را در ایمن تک پیشرو تولید می کردیم. ولی آنجا هم برای خودش یک کارخانه است اگر بتوانیم آنجا را راه بیندازیم خیلی خوب است.

 

شما به عنوان یک کارآفرین قصد راه اندازی کارخانه دیگری را در آینده دارید؟

یک کارآفرین همیشه دوست دارد یک کاری را ایجاد کند یعنی برای این بدنیا آمده است. امروز من که اینجا هستم اتفاقی نیستم و برای انجام کاری آمده ام و هیچ چیزی غیر از کار مرا ارضا نمی کند، حتی پول. من خیلی از کارها را برای سازندگی واردش می شوم و اصلا به پول آن کار فکر نمی کنم، سرمایه گذاری هم انجام می دهم، خواه موفق شود یا نشود. ولی آن کار و هنر را باید انجام بدهم و خودم را به عبارتی تخلیه کنم. آن هنر در وجود من است اگر من آن هنر را تخلیه نکنم آن انرژی مرا از پا در می آورد. برای یک کارگر یا کارفرما یا کارآفرین آنچه که او را ارضا می کند، آن کار خوبی است که از او پدید می آید.

 

آیا به دانشجوها بها می دهید؟ به چه دلیل؟

بله؛ حضور شما برای مصاحبه بیان کننده همین است. من خودم به مهندس کریمی همیشه گفته ام که از دانشجوهای سال آخری برای حضور در کارخانه دعوت کنند تا با کار مستقیم و عملی در صنعت آشنایی پیدا کنند و ما هم به طور متقابل از وجود آن ها استفاده کنیم. افرادی هم در گذشته بوده اند که بعد از حضور در کارخانه مهارت و تجربه های زیادی را کسب نمودند و ما هم به همین خاطر قصد استخدام آنها را داشتیم. اصلا یکی از اهداف کارخانه ما همین است چرا که اول و آخر این امر مفید و خیر است. چرا ما در خدمت دانشگاه نباشیم؟ چرا در خدمت دانشجوها نباشیم؟ ما دوست داریم دانشجوها بیایند؛ اما به صورت جدی! ما هم آنچه که داشته باشیم ارائه می دهیم. کارخانه ما در حوزه Hi-tech هم نیست که فکر کنیم کار و دانش ما را می برند، چراکه من اعتقاد دارم که آن کسی که خاک خورده کاری می شود و در آن کار زحمت می کشد، خود همان شخص سود و منفعتش را می برد.

 

چگونه می توان ارتباط دانشگاه و صنعت را تقویت کرد؟ برنامه شما در این زمینه چیست؟

دانشگاه پا جلو بگذارد ما در خدمت آن ها هستیم و استقبال می کنیم.

ما در کشورمان آدم هایی داریم که اصطلاحا صنعتگرند و در طول زندگی خود در صنعت تجربه های زیادی را کسب کرده اند. به طور مثال من شب گذشته در کنار یکی از آشنایانم بودم که این شخص بالای هفتاد سال در صنعت کار کرده است. این آقا اخلاق ندارد، رفتارش خوب نیست ولی به قدری تخصص دارد که اگر شما یه قطعه فولادی و رنده را در کنار دستش بگذاری، با پلیسه های آن می تواند بگوید که CK چند است. اما این شخص پادرد گرفته و چراغ زندگی اش رو به خاموشی است. به نظر من دانشگاه باید از این تجربه ها استفاده کند. از آن ها دعوت کند تا با دانشجوها ارتباط داشته باشند و تجربیاتی را که در طول عمر خود در صنعت به دست آورده اند را به آن ها انتقال دهند. دانشگاه باید قدر این انسان ها را بداند. گاهی اوقات ما در صنعت کارهایی را می کنیم که همانند زهری برای جامعه است. افرادی که سابقه بسیار زیادی را دارند، مثلا بیست ساله، از کار بی کار می کنیم و می گوییم می خواهیم اشخاص صفر کیلومتر را جایگزین شما کنیم. از این اشخاص کنار گذاشته شده باید استفاده کنیم. متون وکتاب ها تا جایی باعث رشد اشخاص می شوند؛ از جایی به بعد باید از تجارب شخصی استفاده شود.

 

اگر بخواهید در چند کلید واژه مولفه‌های موفقیت خود را بیان کنید؛ آن وا‌ژه ها کدامند؟ و درباره آن ها توضیح بدهید.

همان گونه که در صحبت هایم عرض کردم پشتکار، تلاش و به نوآوری فکر کردن. اینها لازم هستند.

خسته نشوید؛ اگر کاری نشد رهایش نکنید، دوباره به آن بپردازید. از دوستان خوب کمک بگیرید از آنها که اهل فن هستند که می توانند شما را کمک کنند. ناگهان با یک جمله شما را راه می اندازند.

با کسانی که اهل فن نیستند مشاوره نکنید. برایتان مشکل ایجاد می کنند و ذهنیت تان را برهم می زنند چون اهل این کار نیستند. برای هر کاری که خواستید انجام دهید با کسانی مشاوره کنید که در خط هستند. به سمت ناامیدی نروید به سمت موفقیت بروید. اگر پیش فرد ناامید بروید او راه را تا نیمه رفته و برگشته، پس شما هم برمی گردید.

مشاوران تان را از میان افراد موفق، کاری و پر تلاش انتخاب کنید.

 

اگر بخواهید دوباره شروع کنید از دورانی که آغاز به کار یا ایمن تک را پایه گذاری کردید، چه تغییراتی در کارتان ایجاد می کنید؟

ما از کار تجربی شروع کردیم و آرام آرام به کار سیستمی رسیدیم. امروز اگر بخواهیم شروع کنیم با پایه سیستمی جلو می‌رویم. سعی می کنیم به روز باشیم و با دانش بیرون هماهنگ باشیم و الان هم داریم به همان سمت می‌رویم و می‌خواهیم خودمان را وصل کنیم به شرکتی که در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد. در کنار آنها بایستیم و تجربه خود را بالا ببریم. اگر امروز هم بخواهم دوباره کاری را شروع کنم -حالا این 30 سال که آمده ام به اینجا رسیدم به لطف خدا خوب بوده- پایه اش را از سیستم می‌گذارم.

 

توصیه شما به علاقه مندان کارآفرینی چیست؟

سعی و تلاش و کوشش منهای ناامیدی. شما باید "نمیشه و نشد" را از ذهن خودتان پاک کنید. همه چیز در صنعت شدنی است. در ضمن باید مومن هم باشید. مومن به این معنا نیست که از صبح تا شب نماز بخوانید و عبادت کنید. باید به صداقت و درستی اعتقاد داشت، چراکه فوایدش به خود انسان باز می گردد. شاید بدون ایمان به پیشرفتی دست پیدا کنید اما با ایمان راحت تر و روغن کاری شده تر به هدف خود می رسید و امیدتان هم بیشتر می شود.

 

سخن پایانی و توصیه شما به دانشجویان چیست؟

جدیت و تلاش سرلوحه هر انسان موفقی است. هیچ وقت نباید نا امید شوید و از کار کردن بترسید. باید به کار بپردازید. بیش تر به فکر نوآوری باشید. نوآوری بیشتر انسان را به سمت جلو می برد. دائما به فکر بهبود کار خود باشید. نگویید که فعلا محصول من فروش می رود پس کاری انجام ندهم.

هیچ وقت در جا نزنید و نگاه تان بیشتر به سمت آینده باشد و همچنین از تجربه های خود درس بگیرید تا دوباره آنها را تکرار نکنید.

 

این مصاحبه توسط آریا ذوالفقاری، آرمان علی آبادی، حمیدرضا خلیلی و حمیدرضا لاچین از اعضای هیات تحریه نشریه سامانه نو با بنیانگذار شرکت ایمن تک پیشرو انجام شده است و روابط عمومی انجمن مهندسی صنایع ایران از این نشریه علمی- دانشجویی برای تهیه و تنظیم این مصاحبه قدردانی می نماید و بر این اساس، از افرادی که توانمندی خدمت رسانی به جامعه مهندسی صنایع کشور در خود احساس می کند، دعوت به همکاری می کند.

تماس با انجمن

دفتر مرکزی و دبيرخانه انجمن: تهران، خيابان کريمخان زند- نبش خيابان دکتر عضدی شمالي (آبان سابق)- ساختمان دانشگاه علامه طباطبايی- طبقه سوم شمالی واحد 304

رویدادهای مرتبط

  • سومین کنفرانس بین المللی مهندسی صنایع و سیستم­ها
  • آغاز ثبت نام در 31مین جشنواره بین المللی خوارزمی
  • فراخوان مقاله
  • شروع ثبت نام دوره DBA لجستیک و مدیریت زنجیره تامین

رمضان؛ ماه خوب خدا

انشالله ماه پربرکتی بوده باشد برای دلتان، حالتان و بالتان

انجمن در شبکه های اجتماعی

عضویت خبرنامه

اعضای هیات مدیره

لوح فشرده 12 دوره کنفرانس

کنفرانس بین المللی مهندسی صنایع

مجله علمی پژوهشی زبان فارسی

مجله علمی پژوهشی زبان انگلیسی

بازگشت به بالا